خيال نكن تو قلبت شدم يه پا اسيري
دارم دعا مي كنم همين روزا بميري
توي دلت نبودم وقتي نگام ميكردي
از اون نگات ميخوندم كه خيلي زود ميري
من كه تو دلم جز تو هيچ كسيو نداشتم
هركي بهم دل داد رفتم تنهاش گذاشتم
قرار نبود تو قلبت جايي واسم نمونه
بشم بازيچه ي تو نه من اينو نخواستم
اين شده بود واسه من مثل يه جورِ عادت
ببينم تورو با غريبه ها، خيانت
ميخواستمت ولي تو يكذره هم نخواستيم
باشه بازم صبورم،به اين همه جنايت
توي نگات نديدم يه ذره مهربوني
چه خوشخيال بودم من فكر ميكردم مي موني
ولي با اون نگاه سر به هوات شكستم
من پر خواهش بودم تو رويا كه ميدوني
باشه برو ولي من نمي كنم فراموش
يه شب اومدي پرشور يه شبم رفتي خاموش
پر از تب تو بودم وقتي نگام ميكردي
واي به تموم احساس كه گم شدن تو آغوش
نوشته شده در Fri 23 Oct 2009ساعت 9 PM توسط عاشق کوچولو
|


